چی بگم؟ از چی باید حرف زد؟
از گشت های ارشادی که نمونه بارز تهاجم فرهنگین؟
از تجاوز های دسته جمعی که رو بورسه؟
از اعتصاب غذا؟
از دنیایی که توش همه دارن سلاح هاشون رو به هم نشون میدن؟
از غزه ای که در نمیابیمَش؟
از قرآن "تحریف نشده"؟!
از اشک کوروش زیر خاک یا خنده عرب های 1400 سال پیش؟
از خیابونایی که نمیشه یه رگه از امنیت رو توش دید؟
از آدمایی که جایی واسه عقده های بیشتر ندارند؟
از دستایی که فقط بلدن هُل بدن؟
از روح هایی که سیاه شد یا اونایی که رنگ سفید به خودشون زدن؟
از غریزه ای که ختنه شد؟
از آدمایی که اصولاً فقط تو دو حالت میشه پیداشون کرد؛ یا جلوی هم یا روی هم؟
از پسری که 15 سالش بود که رفت کانون اصلاح و تربیت؟
از دلِ پرِ اون پسر بچه ی 10 ساله ای که بطری های پلاستیکی رو از تو آشغالا جمع میکنه یا از پُکِ پر از خالیِ یه جوون به سیگارش؟
از دختری که حاضره هر طوری بیاد بیرون ولی بهش توجه بشه یا اونی که معلوم نیست زیر چادرش چه خبره؟
از رفیقایی که ... ؟
از هدفون هایی که شب و روز تو گوش هامون خونه کردن؟
از سینمایی که مرد هاش هم فاحشه ان؟
از سینمایی که میتونست خیلی چیز ها بشه؟
از سینمایی که توش مجوز ها فقط برای "نمکی ها" ست؟
از "قیصر" یا "حاجی گیرینُف"؟
از نشریات مملکت بگم یا از تلویزیونش؟
یا از خودمون که باید چشم هامون رو ببندیم و هیچی نبینیم و هیچی نفهمیم تا زندگیمون بگذره فقط؟
از آزادی بیان یا از آزادی پس از بیان؟
از سکوتی که واقعا از روی بی کَسیه؟
یا از قلبی که خودش تو خودش گم شده؟
از نیمه پر لیوان یا از نمیه خالیش؟
از آسمون خالی شب های تاریک و چشمایی که همچنان دنبال یه ستاره میگردن؟
از ترس رفتن و یا از شوق موندن؟
از یه رویای گرمِ یا از یه کابوسِ سرد؟
از یه چشم خیس از تنهایی یا از یه قلب امیدوار به هیچ؟
از اشک هایی که هیچکس ندیده یا از خنده هایی که ... ؟
از عشقی که برام همه چیز شد؟
از فرشته ای که بد ها رو خوب و باید ها رو نباید کرد؟
از همه چیز هایی که هیچ کس نفهمید؟
از خودم و شب و یه اطاقِ کج؟
از بارونی که نبارید؟
از پوچی که زندگیمون رو پر کرده؟
یا از خیالی که دیگه داره بی خیال میشه؟...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ن 1: یا خیلی حرف هایی که گفته نشد؟... میدونم که دل همه پر از حرفه...
ا.ن 2: تا شقایق هست، زندگی؛ باید "کَرد" !... درست باید بخونی!
ا.ن 3: مثل اینکه ما باید همیشه دلمون تنگ باشه و چشمامون خیس... ولی یه روز
خوب میاد... امیدوارم که بیاد...
ا.ن 4: اینم چند خط از یه نسلی که سه تا نقطه! خیلی چیزا میشه به جای این سه
تا نقطه نوشت...
عزیزم چه قوه تخیلی داری. . . . . .
در ضمن اسم وبلاگ من اینه " کلا تو حلقم "
این علامت :دی یعنی چی تو نظرات میاد؟
یعنی
!
!!! :دی
یعنی تو تا نقطه به همراه دی! :دی
سهیل این علامت نمیاد، اینو من میذارم! اینجوری :دی یا اینجوری D: یا اینجوری
جونم سجاد !
یکی از بهترین پستایی بود که ازت خوندم تاحالا ،
زیاد میشه درمورد این پستت حرف زد ،
ولی ترجیح میدم فقط بگم دمت گرم ، حرف دل خیلیارو زدی ...
:؟! :|
خیلی قشنگ بود ....
خیلی ...
کلا این وب با وب قبلیتون قابل مقایسه نیست و از زمین تا اسمون فرق داره ...
کاش همیشه شروع دوباره، به این خوبی جواب بده
امیدوارم
سجاد...


سجاد واقعا حال کردم!
تابحال اینقد با پستات حال نکرده بودم!!
ایول!
تو افق های جدیدی رو به من گشودی!!!
ولی بی شوخی خیلی قشنگ بود!
جواتی من مدیون توام!! انگیزه رو یادته؟؟؟
شله شله بزن کفو....! خیلی قشنگ بود
به قول فریدفقط بگیم دمت گرم!
لطف داری شما
عالییییییییی بود.آخی!چه دل پری داری از این روزگار...
اگه بخوای به همه ی اینا فکر کنی و غصه بخوری که دیگه ...
ولی بازم میگم عالیییییییییی بود
مرسی
سلام سجاد خان (اسمایلی بسیار شاکی)
چرا بعد از چند تا پست من الان فهمیدم وبلاگ جدید زدی؟!؟!؟!
-
خیلی عالی بود...موافقم با فرید...جدا دمت گرم...حرف دل خیلی ها بود...
:دی ولی من از همون اول لینکت کرده بودم...
سکوت کن
حرف بزنیم و از مسائل بگیم که چی بشه ؟
سکوت کن برادر سکوت کن
سکوت کنیم که چی بشه؟؟!
نمیدونم، سکوت هم یه راهه خوب!...
سکوتی کن بلندتر از فریاد.....
پستت که واقعا بهت نمیاد!ولی خیلی حال کردم.
ما هم آپ هستیم
مگه چمه؟؟ :چشمک
سلام آپم اگه میخوی زندگیت عوض شه برو وبلاگم.